چرا به گرانی‌ها خوش‌بین نباشیم؟ :: کیمیا

CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

لوگوها
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
امکانات
مجوز کرییتیو کامنز
محتوای کیمیا توسط ناصر دوستعلی تحت مجوز Creative Commons ارجاع-غیرتجاری-انتشار یکسان 4.0 بین‌المللی قرار دارد.


چرا به گرانی‌ها خوش‌بین نباشیم؟

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۱، ۰۲:۱۳ ب.ظ

شاید غرض اصلی از گرانی‌های اخیر -که روزانه است تقریبا- تمرکز زدایی باشد. به این قاعده که هر چه شهر تهران گران‌تر باشد، طبیعی است که مردم به شهرهای اطراف مهاجرت کنند. خب نتیجه‌ی طبیعی این مهاجرت، خلوت‌شدن شهر تهران است و این یعنی همان، تمرکززدایی.

پ.ن:

1- این نکته اما گفتنی است که: این طرح منجر به فقیرزدایی (هم) می‌شود؛ چون کسانی که «پول‌دارند» که از تهران جُم نمی‌خورند، بلکه فقط آن‌هایی که «پول‌ندارند» مجبور به ترک مرکز می‌شوند. خب حالا اگر «پول‌ندار» مساوی باشد با «فقیر» معادله درست می‌شود و جواب می‌دهد.

2- مغازه‌اش 12 متر هم نیست؛ اما تا اینجایش(*) پر جنس است. می‌گوید: من در همین مغازه تا چندسال پیش 2 تا کارگر داشتم تا کارهای مغازه را سر و سامان بدهند؛ آن موقع‌ها پیک‌میک کسی نمی‌دانست چیست؟ اما بقالی (سوپری) من پیک‌موتوری داشت. تنها شرطم برای ماندن کارگران هم این بود که هرچه می‌خواهند از اجناس مغازه بخورند و... اما (به قول خودش) دزدی نکنند، که کردند و اخراج‌شان کردم به همین دلیل و این دلیل که: هر چه قیمت اجناس بالاتر می‌رفت، مشتری‌های من کم‌تر می شدند؛ تحلیل‌ش هم (عن‌حس ٍِِِ) این بود: تورم که بالا می‌رود، همه‌چیز گران می‌شود: اجناس و کرایه‌ماشین و کرایه‌ی خانه‌ها و رهن و اجاره و... . خب مردم وقتی نتوانند در تهران بمانند، وقتی نتوانند با همان پول رهن سال گذشته‌ی خود، جایی را در سال جدید برای زندگی پیدا کنند، مجبور به عقب‌نشینی از تهران می‌شوند. یکی از اثرات این عقب‌نشینی هم خلوت‌تر شدن سرِ مغازه‌دار است که منم یکی از آن‌ها بودم. سر منِ مغازه‌دار که خلوت بشود، یعنی درآمدم کم‌تر می‌شود و این هم یعنی نمی‌توانم پول کارگر را بدهم و مجبور می‌شوم، عذرش را بخواهم.

خودمانیم بدک هم نمی گفت انگار؛ الله اعلم.


  

*به قول آقای ناصر فیض این جمله تصویری است.

  • ناصر دوستعلی

فقیرزدایی

تورم

تمرکززدایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


هدایت به بالای صفحه